بسمه تعالی
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
تفکر
درباره تفکر و فکر کردن حرف و حدیث زیاده. ولی مطمئنا چیزی که همگان بهش اذعان دارن اینه که تفکر خوبه. همه ما از انسانهای متفکر خوشمون میاد و اونا رو تحسین می کنیم. برا دانشمندان ارج و قرب خاصی قایلیم و ...
خب پس به نظر میاد که نیازی به توصیف و تمجید "تفکر" نیست. و این خیلی عالیه. تقریبا همه ما انسانها از بچگی شروع به تفکر می کنیم در مورد چیزایی که می بینیم یا حس می کنیم و از همون ابتدا سعی می کنیم بین اونا یه ارتباطی برقرار کنیم. این بسیار عالیه و براش هزاران و بس بیشتر شکر لازم و واجبه.
اگر اینجا من می خوام در مورد تفکر صحبت کنم واسه اینه که ما توجه بیشتری به تفکر داشته باشیم.
باید بدونیم که سرچشمه همه اونچه که می دونیم و اعتقاداتی که داریم و اعمالی که انجام می دیم و منبع مسلم همه شادی هامون و موفقیت هامون و ... تفکره. بله فکر و تفکر اساسی ترین و نافذترین ابزاری هست که در اختیار انسان گذاشته شده. برا این باید بدونیم و بهش آگاه باشیم چون در غیر اینصورت ممکنه یه روزی این نعمت پر عظمت صدمه و آسیب ببینه. باید بدونیم تا بخوبی ازش محافظت کنیم.
در طول تاریخ و بالاخص در قرن اخیر انسانهایی پیدا شده اند که در مذمت تفکر صحبت کرده اند. و در این خصوص تونستن یه سری حامی غافل از خود هم دور و بر خودشون جمع کنن. و این می تونه برا موجودیت انسان سالم و رو به تعالی بسیار صدمه آور باشه. افرادی مثل کریشنا مورتی ، دیباک چوپرا و ... که واقعا لازمه کتابهای متعددی در خصوص منشا روانی چنین اعتقادات سفسطه انگیزی نوشته بشه. در هر حال چیزی که مسلم هست این هست که این آقایون می خواستن به هر نحوی که شده ثابت کنن که تفکر می تونه مذموم باشه و برا اثبات گفته هاشون نه الزامات منطقی بلکه صرفا یک سری تمثیل ها یی رو ذکر می کنن که حتی به خواننده اجازه برداشت آزاد از این تمثیلها رو هم نمی دن و به صورتی فریبکارانه مثالهایی خاص رو با برداشت هایی کاملا انتزاعی در اختیار خواننده دردمند غافل از همه جا می ذارن تا خواننده با دیدن اولین جمله این عقاید شوم سر تسلیم فرود بیاره و بیکباره نقشه نابودی خودش رو بکشه.
من نمی خوام بگم این آقایون این اعتقادات گمراهانه رو از سر عمد انتشار دادن بلکه خودشون هم بهش معتقد بودن ولی خب تجربه نشون داده که این اعتقادات نمی تونه انسان را به سر منزل مقصود برسونه که هیچ، عامل سقوط معرفتی و اخلاقی انسان هم می تونه باشه.
واقعیت این هست که تفکر جز انکار ناپذیر وجود انسانه. انسان هست و تفکر و تفکر هست و انسان. یا به عبارت دیگر انسان یعنی تفکر. تفکر از جنس نوره در عالم معنا. همچنان که بواسطه نور در گمراهی شب می تونیم جلومون رو ببینیم و راهمون رو پیدا کنیم ، بواسطه تفکر می تونیم در عالم فکر و معرفت راه خودمون رو به سلامت پیدا کنیم. و این یعنی نور. و هر چه تفکر قوی تر باشه نوری بالای نور در دست خواهیم داشت. و این فوق العاده است. بر هر انسانی لازمه که بگرده و بر حقانیت تفکر استدلالها بیاره. چون نزدیک تر از هر ممکن الوجودی به انسان تفکره و مطمئنا انسان می تونه برا اون هر چقدر که دوست داشته باشه دلیل و برهان بیاره.
به آیه ای از قران کریم در این خصوص توجه کنیم.
" هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون"
" ... افلا تعقلون"
آیه هایی از این دست در خصوص تفکر بسیاره. خب این هم که مسلمه چرا که تفکر یعنی انسان. (اثبات فلسفی برا اینکه انسان همون تفکره وجود داره). بنابر این این دسته آیات تعدادشون بسیار زیاده.
" ای برادر تو همان اندیشه ای / مابقی خود استخوان و ریشه ای "
. . .
صحبت در این خصوص زیاده و می تونه مثنوی هفتاد من کاغذ بشه.
خلاصه مطلب اینکه می خواستم این نکته رو گوشزد کنم که تفکر رو به عنوان اساسی ترین چیزی که در اختیار داریم در نظر بگیرید و کاملا متوجهش باشید تا در مقابل برخی افسونهای وسوسه انگیز باطل بتونید ازش مراقبت کنید و اگه شما بخوبی ازش مراقبت کنید مطمئن باشید که اون هم از شما به خوبی مراقبت خواهد کرد.
تفکر اساس زندگی همه انسانهاست. سرچشمه همه خوبی ها و زیبایی ها و نور و رحمت و سلامتی و ثروته. قدرش رو بدونیم و اونو پاس بداریم. در اینصورت با گامهایی استوار و محکم می تونیم در مسیر شادی و موفقیت نامحدود قدم برداریم.
شاد و موفق باشید.
+ نوشته شده توسط بابک علی نژاد در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت
10:29 |